تبلیغات
توضیح در مورد هر آنچه که می خواهید - فردین بازیگری بزرگ با اصالت پهلوانی کشتی گیر
توضیح در مورد هر آنچه که می خواهید




فردین بازیگری بزرگ با اصالت پهلوانی کشتی گیر [عمومی , ]



 

تاپیکی را درباره جوانمردترین بازیگر قبل انقلاب که در اوج شهرت و محبوبیت تن به پستی

محمدعلی فردین دست كم در دو دهه

فردین در سال۳۸ فیلم دیگری را نیز بازی کرد با نام دوقلوها که نقش کوچکی در فیلم داشت ماجرای این این فیلم که ناصر ملک مطیعی و شهین بازیگران اصلی آن فیلم بودند

فردین در سال۱۳۴۰ فیلم فریاد نیمه شب را بازی کرد این فیلم حکایت جوان جاه طلبی را دارد که به پول خود قانع نیست و همسر خویش را به بیشعوری

فردین در سالهای ۴۲ و۴۳فیلمهای متعددی بازی کرد که آقای قرن بیستم شاخصترین آنها بود فردین در این دو سال در سه فیلم مسیر رودخانه

پس از موفقیت چشمگیر گنج قارون محمد علی فردین بدل به ستاره محبوب و بی رقیب سینمای ایران شد


نداد
در این تاپیک قصد داریم به زندگی فردین از زمان اولین فیلم(چشمه آب حیات)تا برزخیها
به نقد وبررسی کامل بپردازیم اینکه تا چه زمانی محبوب و مرد اول سینمای ایران بود
واز چه هنگام دیگر مرد اول نبود«مرد اول» چهره ی معروف سینمای ایران بود؛ اگرچه مقام او در فیلمهایش، كه زمانی هم به «سینمای فردین» معروف شد، دست خوش تغییرات بوده است. فردین نخستین فیلمهایش را در سالهای ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ بازی كرد (چشمه ی آب حیات و فردا روشن است از ساخته های سیامك یاسمی و سردار ساگر)؛ اما با فریاد نیمه شب (ساموئل خاچیكیان)، كه در تابستان 1340 به نمایش درآمد، در نقش جوان بزن بهادری بازی كرد كه او را به چهره ی «مرد اول» نزدیك كرد. به فاصله ی كوتاهی پس از فریاد نیمه شب فیلم بیوه های خندان (نظام فاطمی، ۱۳۴۰) به نمایش درآمد كه باید از آن بعنوان آغازگاه «سینمای فردین» نام برد. فردین در این فیلم نقش تعمیركار جوانی را بازی می كرد كه اغلب بینندگان در چهره ی او نجابت درونی و پاكیزگی اخلاقی و چهره ی فاتح و قهرمان «طبقه ی محروم» را می دیدند. در دختری فریاد می كشد (خسرو پرویزی، ۱۳۴۰) بر جنبه های قهرمانی «مرد اول» تأكید بیشتری شد؛ اما فیلم های طلای سفید (جمشید شیبانی)، گرگ های گرسنه (محمدعلی فردین و نظام فاطمی) و زمین تلخ (خسرو پرویزی)، كه هر سه در سال۱۳۴۱ به نمایش درآمدند و تحت تأثیر فیلم های جنایی و پلیسی و وسترن ساخته شده بودند، هیچ امتیازی برای فردین در مقام «مرد اول» نداشتند. در زن ها فرشته اند (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۲) فردین در نقش یك كلاه مخملی پاكدل ظاهر شد كه همه ی خصوصیات قهرمان فیلم دختری فریاد می كشد را یكجا در خود دارد، به اضافه ی شور و ایمان مذهبی. با آقای قرن بیستم (سیامك یاسمی،۱۳۴۳) تصویری از فردین ارائه شد كه تا سال ها بازتاب آن در سینمای ایران انعكاس فراوانی داشت. در فیلم های انسان ها (مهدی میثاقیه)، قهرمان قهرمانان (سیامك یاسمی)، خوشگل خوشگلا (محمدعلی فردین) و گنج قارون (سیامك یاسمی)، كه در طول سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۴ به نمایش درآمدند، تأثیرپذیری از آقای قرن بیستم كاملاً بارز است. به رغم فیلم هایی مانند مسیر رودخانه (صابر رهبر)، ترانه های روستایی (صابر رهبر)، جهنم زیر پای من (رضا صفایی)، دهكده ی طلایی (نظام فاطمی)، ببر كوهستان (خسرو پرویزی) و عشق و انتقام (محمدعلی فردین)، كه در همین فاصله به نمایش درآمدند. در سالهای نیمه ی دوم دهه ی۱۳۴۰فیلم هایی كه در «مكتب گنج قارون» ساخته شدند ـ اگرچه هیچ كدام شهرت و محبوبیت گنج قارون را به دست نیاوردند ـ كمابیش زندگی همان قهرمان آس و پاس و شاد و خوش قلب و بی غل و غش را تصویر می كردند كه در نزد توده ی بینندگان چهره ی كاملاً آشنا بود. این آشنایی، از فرط تكرار، دیگر هم چون گذشته، بینندگان را متأثر نمی ساخت و حس كنجكاوی آنها را برنمی انگیخت، به ویژه این كه در اواخر سال های این دهه با نمایش فیلم های غیرمتعارفی مانند گاو (داریوش مهرجویی) و قیصر (مسعود كیمیایی) موج جدیدی در سینمای ایران به راه افتاد كه تا حدود زیادی موج «قارونیسم» را پس راند. در حقیقت آنچه زمانی باعث پیدایش و رونق «سینمای فردین» شده بود، به تدریج موجب از اعتبار افتادن و افول آن در نزد بینندگان سینما شد. جنبه های قهرمانی «مرد اول»، كه با خیال بافی و حادثه سازی آمیخته بود، پس از گذشت تقریباً دو دهه، صورت كاملاً مضحكی پیدا كرده بود. در سال های اول دهه ی ۱۳۵۰، «فیلمفارسی» و به طریق اولی «فیلم فردینی» دیگر به هیچ وجه قابلیت رقابت با فیلم های خارجی را نداشت. در حقیقت فردین یا سینمای فردین توانست توده ی بینندگان را با سینمای ایران آشنا كند، یا در واقع آشتی دهد؛ اگرچه پسند یا ذائقه ی همین بینندگان در «جریان زمان» دست خوش تغییرات بسیار شد. محمدعلی فردین در فروردین ۱۳۷۹، در ۷۰ سالگی چشم از جهان فروبست. به فاصله ی اندكی چهار كتاب درباره ی او منتشر شد، و پاره ای از منتقدان دیروز او با لحنی آرام و متین درباره ی او و فیلم هایش مقاله نوشتند.


علی بی غم اومده با دل خرم اومده
بهر تنهایی تو مونس و همدم اومده
ز غم افسرده میشی چون گل پژمرده میشی
غم مخور دنیا دو روزه این دو روزم روز به روزه

اما به حقیقت قسم كه فردین غم دنیا خورد. غم "آن" دو روز را كه نه. اما غم "این" دو روز خورد.و فهمیده ایم كه سینمای فردین یعنی سینمای آمال. سینمای فردین یعنی گذشت و مردانگی. سینمای فردین یعنی دادن حق الزحمه بازیگری به جهاز دختری كه بعد از مرگ فردین بدان معترف شد. سینمای فردین یعنی تقبل تمامی مخارج كفن و دفن مرحوم تختی از طرف فردین كه بعد از مرگش فاش شد. سینمای فردین یعنی در عین منجلاب تن به نجاست نیالاییدن. سینمای فردین یعنی خاطرات ایوب شهبازی (منشی فردین) از دستگیری فقرا بدستان این مرد. سینمای فردین یعنی آنچه مادر بزرگم به پدرم میگفت : اگر "سیم نمای"! فردین نشون دادن یادت نره اول به من خبر بدین بعدش منو كول كنید ببرین حتما ببینمش. سینمای فردین یعنی ابقای اسطوره ها.سینمای فردین یعنی خاطره ها. چه اهمیت دارد دستان بهروز وثوقی بر اریكه آسمان هنر جایزه درو كند. او بی مردم دارترین مردمان بود اما فردین مردم دارترین ایشان. غرور بهروز از او فردی منزوی ساخت اما تواضع فردین از او یك مرد. ارتباطات وهم انگیز بهروز با دربار و فاحشه هایش از او یك هوس باز ساخت و بی محلی فردین به زنانی كه در پشت صحنه دست به دامنش شدند از او قدیس. هرگز فراموش نمیكند آن پیرزنی كه بهنگام مرگ فردین گفت: دختركی روستایی بودم و برای تست بازیگری حضور فردین رسیدم و او با تمامی زیبائیهایم دست مرا پس زد كه: دختر این سینما جای تو نیست. بازگرد پیش از آنكه حیثیتت را به روستا بازگردانند.
براستی چه اهمیتی دارد هنر بازیگری وقتی مردم دلباخته آمال خویشند و آرزوها در جایی دیگری رخ می كشد و آنزمان فردین از هرجهت آرزوی مردم بود گو اینكه این زمان آرزویی در اذهان نمی بینم. دروغها جایی برای آرزوها باقی نگذاشته اند. صداقت شاید سالهاست در زیر خاك خفته است.


[SIZE=4]
محمد علی فردین از کشتی گیران محبوب مردم همانند جهان پهلوان غلامرضا تختی یا امامعلی حبیبی در سال ۱۳۳۸ پس از کسب عنوان نایب قهرمانی کشتی جهان و مدال نقره
به دعوت حبیب اللاه بلور سر مربی وقت و تنی چند از بزرگان وارد عالم هنر شد(اگر چه کشتی گرفتن خود نیز برای او هنر بزرگی محسوب میشد)
او در سال ۳۸اولین فیلم خود را با نام چشمه آب حیات آغاز کرد این فیلم همانند بقیه فیلمهای سالهای آغازین سینمای ایران پرداخت چندان جالبی نداشت
و همچنین از تکنیک پایینی برخوردار بود ولی بازی فردین با چهره ای فتوژنیک و دلنشین ازهمان ابتدا نمود داشت
این سر آغازی بود برای موفقیتهای این بازیگر بزرگ سینما.
این فیلم رنگی(البته با کیفیت سال ۳۸ )وبه کارگردانی سیامک یاسمی بود
در این فیلم ایرن و ایرج قادری (اولین فیلم) نیز ایفای نقش کردند
راجع به مردی است که فرزند سیزدهم خود را سر راه میگذارد و پس از سالها وبزرگ شدن این پسر به علت دوقلو بودن با فرزند۱۲ حواذث فیلم را رقم میزند
کارگردان این فیلم شاپور یاسمی است



بازی نسبتا خوب فردین باعث ایفای نقش اول برای او در فیلم فردا روشن است در سال ۳۹
بود ماجرای این فیلم راجع به جوانی است که به اصرار خانواده با دختری عروسی میکند ولی به او علاقه ای ندارد سپس با دختر تغییر شکل میدهد و با هویتی دیگد خود را به
پسر نزدیک میکند
سالها بعد نصرت اللاه وحدت فیلمی با مضمونی نزدیک به این فیلم ساخت با نام شوهر جونم عاشق شده که فیلم فیلمی گیشه ای بود این اولین فیلمی بود که چنگیز جلیلوند به جای فردین صحبت میکرد و آغازی برای مطرح شدن چهره فردین صدای جلیلوند و یکی دوسال بعد آواز ایرج که بدل به مثلثی ناگسستنی
شد عاملی که انگار تماشاچی تنها صدای فردین را صدای جلیلوند میدانستند
در حقیقت دوبله چنگیز جلیلوند به جای فردین منحصر به فرد و به دوبله فردینی معروف بود
خود جلیلوند راجع به فردین میگوید:
دوبله فردین را بسیار دوست داشتم وبه جای فردین بسیار حساس حرف میزدم هنگامی که فردین فوت کرد خیلی ها از من خواستند بیایم و در مورد او صحبت کنم ولی من نپذیرفتم و به آنها گفتم اگر فردین مرده است من هم با او مرده ام
فردین در این فیلم بازی خوبی را ایفا کرد تا مقدمات آشتی مردم با سینمای ایران(فیلم ایرانی)را فراهم آورد
این فیلم به کارگردانی سردار ساگر و بازی دلکش و ویدا قهرمانی است(به علت اینکه همسر او
عشق را سرمایه زندگی میداند)متهم میکند پس به سمت باندی خلاف کار کشیده میشود ولی در انتها متوجه اشتباه خود میشود
این فیلم که به کارگردانی سامول خاچکیان و بازی آرمان و ویدا قهرمانی صورت گرفته در حقیقت فیلمی بود که فردین را به عنوان یک بازیگر خوب به مردم
میشناساند ودارای فروش نسبتا خوبی نیز بود خود فردین از میان فیلمهای خود از ابتدا تا آقای قرن بیستم این فیلم را از همه بیشتر دو ست دارد
پس از آن فیلم بیوه های خندان از فردین به نمایش در آمد که این فیلم مبین چهره و نقش فردینی شد جوانی صادق که به درد مردم میرسید
این اولین فیلمی بود که [SIZE=4]ایرج به جای فردین میخواند واین خود آغازی در محبوبیت بیشتر فردین شد
فردین در همان سال با فیلم دختری فریاد میکشد در سینما به تصویر در آمد ولی این فیلم تاثیر مثبتی ذر کارنامه او نداشت
جوانی کشتی گیر که با جوانمردی خود موجب رفع خطر برای افراد ناتوان میشود
پس از این فیلم طلای سفید ساخته واکران شد که فروش نسبتا خوبی داشت البته درون مایه این فیلم چندان قوی نیست ولی بعلت حضور پوران در این فیلم فروش خوبی داشت
پس از این فیلم گرگهای گرسنه به کارگردانی خود او به نمایش در آمد که اصلا راضی کننده نبود
سپس فیلم زمین تلخ که تقلید بسیار ضعیف و نابجایی از فیلمهای کابوی بود به نمایش درآمد
این فیلم نیز همانند سه فیلم قبل حاصلی برای فردین نداشت
فیلم ساحل انتظار فیلم بعدی از فردین بود
این فیلم برعکس بقیه فیلمها در آن سالها درون مایه پردازش قصه ومیزانسن خوبی داشت
و جهشی در سینمای ایران بود
سیامک یاسمی کارگردان این فیلم وفروزان و جعفری از بازیگرا ن آن بودند
فردین در این فیلم به تعبیری صاحب نقش منفی است
فردین در فیلم زنها فرشته اند در نقش یک جاهل کلاه مخملی ظاهر میشود
خود او میگوید:از این نقش راضی نبودم تا آنجا هم که یادم میآمد این قشر(افراد صاحب کلاه مخملی و جاهل) هیچگاه دارای جوانمردی نبودند بر عکس آنچه در اذهان بوددر مرحله بعد به فیلمهای فردینی که مظهر آن از آقای قرن بیستم و آواز ایرج در بیوه های خندان شروع میشود میپردازیم
تعمیر میكنم ماشینو سر كارگرم بنده
از شغل خودم راضی امو مفتخرم بنده
دهکده طلایی و ترانه های روستایی ایفای نقش کرد
او در این سه فیلم ارایه گر نقش افرادی بود که یا روستایی بودند یا اینکه به علت جرمی به میان روستاییان پناه برده بود از این فیلمها استقبال نسبتا مناسبی به عمل آمد . فیلم در مسیر رودخانه دارای ترکیبی از شخصیت فردین در بیوه های خندان و فریاد نیمه شب بود. فردین در این دو سال در فیلمهایی چون جهنم زیر پای من و انسانها و قهرمان قهرمانان بر روی پرده های سینمایی ظاهر شد فیلم جهنم زیر پای من فیلم ضعیفی بود و استقبال خوبی نداشت . انسانها دیگر فیلم فردین بود .این اولین فیلم فروزان بود و فردین در کنار مجید محسنی و آرمان سه شخصیت پاک و انسان فیلم را بازی میکنند این فیلم به تهیه کنندگی و کارگردانی میثاقیه تهیه شد و استقبال نسبتا خوبی در سینماها داشت .
آقای قرن بیستم که پر فروشترین فیلم فردین تا قبل از سال۴۴ بود در واقع ماجرای فردی بود که به علت بیماری مادر و دلمشغولی برای فقیران حاضر به همکاری برای چند تبهکار میشود. این فیلم از سیامک یاسمی در حقیقت خمیر مایه ساخت فیلم قارونی بود
علاوه برفردین پوران و رفیع حالتی از بازیگران معروف این فیلم بودند .فیلمهای ببر کوهستان در سال۴۴ از ضعیفترین فیلمهای فردین و عشق و انتقام دومین ساخته فردین تنها تجربه ای برای کارگردانی او بود و رهاوردی برای او نداشت.فیلم قهرمان قهرمانان در راستای فیلمهای یاسمی مسیر خود برای تکمیل چهره فردینی می پیمود
این فیلم فروش نسبتا خوبی داشت .
فیلم خوشگل خوشگلها سومین ساخته فردین فیلم خوبی بود (از لحاظ موضوع در سال ۴۴). این فیلم که سهیلا و ظهوری از بازیگران مشهور آن بودند باز به معرفی جوانی شوخ طبع میکرد که به علت خواست یکی از دوستانش خود را جای او میزند و همراه برادرانش وارد خانواده ای میشود.
فیلم گنج قارون فیلم بعدی فردین نقطه عطفی در سینمای ایران بود .این فیلم ساخته سیامک یاسمی پنجمین فیلم یاسمی با فردین و اوج پختگی و جا افتادن نقش فردینی بود .این فیلم از نظر موضوع و ساختار و بقیه عوامل فنی در زمان خود یک شاهکار محسوب میگردد و جهشی در سینمای ایران بود .صحنه های درام کمیک و زد و خورد در کناار صحنه های آواز خوانی مرد اصلی فیلم در کنار صحنه اجرای چهار نوع آواز توسط فروزان در کنار استخر تا آن سال و حتی مدتها بعد در سینمای ایران بینظیر بود .حضور ظهوری در صحنه های کمیک فیلم و صحنه بحث ظهوری و فردین در کنار استخر هتل بسیار عالی نوشته شده بود این فیلم از نظر مباحث نوشتاری و فیلمی تماشاچی را کامل ارضا میکرد و در امر جذب تماشاچی بسیار موفق بود .
این فیلم در سال ۴۴ حدود ۵/۳ میلیون تومان فروش داشت و قریب۲ میلیون نفر از این فیلم بازدید کردند که رقمی به واقع شگفت آور است
ترانه های فردین در این فیلم با محتوایی روان و دلنشین با صدای زیبای ایرج از عوامل بیشتر موفق بودن فیلم است
در قسمت بعد به بررسی فیلمهای بعد گنج قارون و تاثیر پذیری آنها سخن خواهیم گفت
آقا خودش خوب میدونه که ما اونو از رودخونه درش آوردیم
بیرون آوردیم آوردیمش توی خونه
اومدم از هند اومدم چه بی غمو رند اومدم
اومدمو باز اومدم خیلی سرافراز اومدم
به عشق شیرین اومدم مثال فرهاد اومدم

گنج قارون نمیخوام مال فراوون نمیخوام
جام جمشید جم و تاج فریدون نمیخوام
بهر ما یک گوشه کوچیکه این دنیا بسه
لقمه ای نان و گلیم پاره ای ما را بسه.فیلم گنج قارون در حقیقت ناجی سینمایی بود که به علت عدم تماشا چی مناسب در ورطه نابودی بود .پس از گنج قارون تعداد تماشا چی سینما برای هر فیلم به تعداد چشمگیری افزایش داشت و در حقیقت موجب آشتی مردم با سینمای ایران بود
فردین پس از گنج قارون تا قبل سلطان قلبها در ۱۱ فیلم بر روی پرده ها دیده میشود
که قریب ۹ عدد از آنها رنگ و بوی قارونی دارد
فردین پس از گنج قارون در مدت کوتاهی در فیلم موطلایی شهر ما بر روی پرده ظاهر می شود این فیلم به کارگردانی شباویز همانطور که اشاره شد در حقیقت تکراری از مد های ایجاد شده توسط گنج قارون است تنها نکته این فیلم که موضوع مکانیکی است که به جبر زمان و تصادف دوستش حاضر به همکاری با گروهی تبهکار میشود حضور پوری بنایی در فیلمی همراه بازی مناسب او است این فیلم از نظر تجاری چندان موفق نبود
فیلم امیر ارسلان نامدار که به نوعی داستان مشهور امیر ارسلان و فرخ لقا را به تصویر میکشد فیلم بعدی فردین بود .ویژگی این فیلم در حقیقت احاطه تعداد زیادی نا بازیگر در کنار فردین بود .این فیلم علی رغم اینکه چندان فیلم قوی نیست ولی با فروش بسیار خوبی همراه بود و این فروش تنها مبین محبوبیت فردین و محبوبیت ترانه هایش بود
یارم به من خندیدش
گل به چمن خندیدش
میخوام برم دنبالش
بوسه زنم بر خالش
دیدی که خندید و رفت
حال منو دید و رفت
فیلم گدایان تهران فیلم بعدی فردین اقتباسی از فیلم آمریکایی معجزه سیب بود که فردین کارگردان آن بود این فیلم که دارای هنر پیشگان خوبی برای جذب تماشاچی بود اولین فیلم رضا بیک ایمانوردی در نقشهای پیتر فالکی بود که تا سالهای متمادی بر روی او ماند و باعث شد او بیشترین تعداد فیلم در قبل انقلاب را داشته باشد.
این فیلم به لحاظ حضور بازیگران ممتاز و موضوع نو و جذاب خود فیلم موفقی بود و فروشی چون امیر ارسلان داشت
فیلمهای حاتم طایی و جهان پهلوان ساخته فردین و ریاحی مجددا تکراری از گنج قارون بود و فروشی کمتر از امیر ارسلان یا گدایان تهران داشت اما این فیلمها به تبع فرمول قارونی فروش خوبی داشت
فردین در این سالها فضای سینما و موضوعی ایران را تنگ می بیند وغزم خود را جزم میکند تا بازیگری بین المللی شود
پس به اردن میرود و دو فیلم مردی از تهران و طوفان بر فرازپاترا را بازی می کند
این فیلمها شخصیتی خلاف ذایقه فیلم های قارونی میشود و تا حدودی با شکست مواجه میشود .
فیلمهای طوفان نوح نیز با طرحی نه چندان مشابه گنج قارون ساخته شد و فروش چندان جالبی نداشت علی الخصوص که تماشاچی با نقش ملک مطیعی نتوانست کنار بیاید
فیلم شکوه جوانمردی باز با تبعیت از گنج قارون با هنر پیشه های مشابه (همراه شهلا )
ساخته دیگر از ریاحی فروش نسبتا راضی کننده ای داشت. فیلم چرخ وفلک نیز با فرمول گنج قارونی موفقیت خوبی داشت.این فیلم که با حضور بیک نیز بود ماجرای پسر بچه ای است که تبدیل به دزد می شود و ماجرای فیلم را رقم میزند

اگر دستمرسد بر چرخ گردون
ز او پرسم که این چون است و آن چون
یکی را میدهی صد نازو نعمت
یکی را نان جو آغشته در خون

نوشته شده توسط مهرداد در  جمعه 11 شهریور 1384 و ساعت 04:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

مهرداد (17)


موضوعات

عمومی (17)


 آرشیو

شهریور 1384 (17)


صفحات





لینكستان

  سینما فردین و صدای ایرج





لینكدونی
سینما فردین و صدای ایرج (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی